لنگوته

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

(لُ تَ یا تِ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. لنگی است کوچک که درویشان و فقیران و مردم بی سر و پا بر میان بندند.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین


آوایش[ویرایش]

  1. لُ نْ گو تِ English: longute IPA: longuːte

نام[ویرایش]

  1. لنگي باشد کوچک که درويشان و فقيران و مردم بي سر و پا بندند. و به هندي نيز همين معني دارد.
  • لنگی کوچک که فقرا و درويشان در ميان بندند و بدان ستر عورت کنند: اصل اين لغت لنگکوته بوده ، يک کاف را به جهت سهولت کلام چنانکه رسم پارسيان است حذف کرده اند. (از فرهنگ انجمن آراي ناصري)
  • و صاحب بهار عجم گويد: تحقيق آن است که لنگوته لغت هندي است مرکب از لنگ بالکسر به معني نره و اوت به واو مجهول به معني پناه و پرده و فارسيان هاء بدان ملحق کرده و استعمال کنند.(آنندراج)
  • اين کلمه را مردم سيام از ما گرفته اند و به معني قسمي ازار به کار برند .

مثال[ویرایش]

دل به فراغت ده و لنگوته بند -- از جهت زر نه به جان پوته بند (شاه داعي)

برميکنم بروي ميان بند جانماز -- لنگوته را معارض شلوار ميکنم (نظام قاری)

برو اي دامک شلوار که بر ديده تو -- راز لنگوته نهان است و نهان خواهد بود (نظام قاري)

گه به لنگوته اش کنند بدل -- گه بود زير جامه در قصار (نظام قاري)