هنگام

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

(هِ)

اسم[ویرایش]

  1. وقت، زمان.
  2. موسم، فصل.
  3. زمان مرگ.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

پهلوی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

آوایش[ویرایش]

قید[ویرایش]

هنگام

  1. احتمالا هنگ زنان جنگجو، در دوره تهاجمات اسکندر مقدونی از قبایل زنان تیرانداز ایرانی ذکری به میان آمده‌ که رهبر ایشان آترادات بود.
  2. واحد سهمیه بندی یا حق آبه کشاورز از آب جاری یا قنات برای آبیاری در گذشته.
    بی هنگام سو
    یک سهم آب.

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
time