پرش به محتوا

پشنگ

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌شناسی

[ویرایش]
جستجو در ویکی‌پدیا ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ پشنگ دارد

آوایش

[ویرایش]
  • [پَش/اَنگ]

اسم خاص

[ویرایش]

پشنگ

  1. ~ نام نخستین از پادشاه تورانی در شاهنامه‌ و اولین کسی است که فرمان حمله گسترده به ایران و زابل را به فرماندهی پسرش افراسیاب صادر کرد.
    چو بشنید سالار ترکان پشنگ ..... چنان خواست کآید به ایران به جنگ
  2. ~ ممکن است به دو عنصر خالص پش-اَنگ تجزیه شود. از بخش نخست آن در زبان‌های رایج هیچ مفهومی حاصل نیست اما بخش دوم آن در بسیاری از کلمات مانند فشنگ، تفنگ، آهنگ، ارژنگ و بسیاری دیگر شنیده می‌شود احتمالا باید عادت، خوی، خصلت صفتی است که در پیشوند واژه می‌آید.
  3. زنبه (ابزار)، تخته‌ای با چهار دسته که با آن خشت و گل و امثال آن را جا به جا می‌کنند.
  4. اهرم، یک یا دو میله محکم متکی بر یک تکیه‌گاه، برای آسان‌تر کردن انجام بعضی کارها.
  5. تیشه، نوعی ابزار دستی با یک دسته و سر آهنی تخت و تیز که در بنایی، نجاری، سنگ‌تراشی به کار می‌رود.

ریشه‌شناسی ۲

[ویرایش]

صفت

[ویرایش]

پشنگ

  1. توصیفی برای بخش نخست یعنی «پش» وجود ندارد اما بخش دوم افعال غیر ارادی مانند خوی، عادت یا خودکار و اتوماتیک است.
    پشنگ
    احتمال بسیار زیاد سریع و چابک بودن است.

جستارهای وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]

برگردان‌ها

[ویرایش]