گبر

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

(گَ)

صفت[ویرایش]

  1. آتش پرست، مجوس.

گبر در گویش گنابادی به معنای انسان تنومند و قوی هیکل گفته میشود.

گبر به زرتشتیان قدیم که پس از حمله اعراب مسلمان نشدند به طئنه اطلاق میگردید.

حال آنکه گبر ها با زرتشتیان فرق داشته اند و زرتشتیان مردگانشان را خاک نمیکردند بلکه جسد آنها را در کوهستان و بیابانها رها میکردند تا خوراک حیوانات وحشی شوند و معتقد بودند جسد انسان اگر دفن شود خاک را آلوده میکند.

گبرها مردگان خود را با داراییشان دفن میکردند و قبرستانهای آنها به گورهای گبری شهرت دارد و سالهاست توسط سارقان میراث فرهنگی در نقاط مختلف ایران پس از شناسایی غارت میشوند

دین گبرها دیویسنا بوده است.که دیو به معنای خدا بوده و پس از ظهور زرتشت و دشمنی زرتشت با این دین رو به افول نهاده و به تدریج در دین زرتشت ادغام شده است. گبر امروزه به کسانی که دینی ندارند اطلاق میگردد. وقتی میگویند طرف گبر است یعنی بی دین و بیخدا میباشد.(اتئیست)

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(گَ بَ)

اسم[ویرایش]

  1. نوعی سنگ که از آن دیگ و کاس ه و امثال آن درست می‌کنند.
  2. خیمه که به یک ستون برپای باشد.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]