فرمودن

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

(فَ دَ)

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] مصدر متعدی

  1. امر کردن، دستور دادن.
  2. گفتن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین


[ویرایش] آوایش

  1. فَ دَ

[ویرایش] فعل

  1. دستور دادن
  2. گفتن

[ویرایش] واژه‌های مشتق‌شده

فرمایش


[ویرایش] برگردان‌ها

انگلیسی
bid
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر