پرش به محتوا

ابو

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌ لغت

[ویرایش]
  • گیرش‌شده از بهاری: اَبو

آوایش

[ویرایش]
  • /اَبو/

اسم

[ویرایش]

ابو

  1. اَب، پدر. ضح ← در عربی در حالت رفعی این کلمه را به صورت «ابو» و در حالت نصبی «ابا» و در حالت جری «ابی» گویند و غالباً در آغاز کنیه مردان درآید مانند «ابن» و گاه در آغاز بعضی اسم‌های جنس.
    فارسی زبانان رعایت حالت‌های سه گانه نحو عربی را نکنند و نیز گاه در هنگام ضرورت و یا غیر ضرورت همزه آغاز این کلمه را بیندازند: بوتراب، بوعلی. و گاه همزه و واو هر دو را بیندازند: بلقاسم ابوالقاسم، بسحق ابواسحق و گاه به صورت «با» به کار برند چون: بایزید.



ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین