ایمان
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- گیرششده از بهاری: اِیمان
آوایش
[ویرایش]- /اِیمان/
اسم
[ویرایش]ایمان (قدیم)
- سوگند، سوگندها. جمع یمین، ایمن کردن، امان دادن.
- یقین داشتن به درستی اندیشه یا امری.
اسم مصدر
[ویرایش]
صفت
[ویرایش]
کهنواژه
[ویرایش]- ایمان ممکن است به دو بخش اِیم - آن قابل تجزیه باشد، و در زبان معیار باستان مضمونی مثل خاک توسر یا خاک توسریها داشته است.
| ترجمه | ||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
منابع
| ||||||||||||