پرش به محتوا

ایمان

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌ لغت

[ویرایش]

آوایش

[ویرایش]
  • /اِیمان/

اسم

[ویرایش]

ایمان (قدیم)

  1. سوگند، سوگندها. جمع یمین، ایمن کردن، امان دادن.
  2. یقین داشتن به درستی اندیشه یا امری.

اسم مصدر

[ویرایش]
  1. اعتقاد به وجود خداوند و حقیقت رسولان و دین، گرویدن، باور داشتن؛‌ مقابل کفر.

صفت

[ویرایش]
  1. اعتقاد.

کهن‌واژه

[ویرایش]
  1. ایمان ممکن است به دو بخش اِیم - آن قابل تجزیه باشد، و در زبان معیار باستان مضمونی مثل خاک توسر یا خاک توسری‌ها داشته است.



ترجمه
ترجمه‌ها

منابع

  • فرهنگ لغت معین/ فرهنگ بزرگ سخن