پرش به محتوا

بافتن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌ لغت

[ویرایش]
  • فارسی

آوایش

[ویرایش]
  • /بافتَن/

مصدر فعل متعدی

[ویرایش]

بافتن

  1. بن‌مضارع باف؛ درهم تنیده رشته‌هایی از جنس نخ، پشم، نایلون و مانند آنها برای ساختن پارچه، فرش، و مانند آنها.
  2. تابیدن، گره زدن، سخن دروغ گفتن.

واژه‌های مشتق شده

[ویرایش]

ریشه‌های لغت

[ویرایش]
دری بافتن
پارسی ایران بافتن
تاجیکی бофтан

از خطای لوآ در پودمان:languages/data/3/p در خط 2229: attempt to call field '?' (a nil value). مذکر الگو:pal, از خطای لوآ در پودمان:etymology/templates در خط 69: attempt to call field 'format_etyl' (a nil value). (همریشه با اوستایی مذکر اوستایی ), از خطای لوآ در پودمان:etymology/templates در خط 69: attempt to call field 'format_etyl' (a nil value). (همریشه سنسکریت مذکر سانسکریت), از خطای لوآ در پودمان:etymology/templates در خط 69: attempt to call field 'format_etyl' (a nil value). مذکر الگو:ine-pro (همریشه یونانی مذکر يونانى, انگلیسی مذکر انگلیسی).چتر۰راز۹از۹از۹هر

تصریف

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین
  • فرهنگ بزرگ سخن