انار
ظاهر
فارسی
[ویرایش]اَ
ریشهشناسی
[ویرایش]- اوستایی و پهلوی
اسم
[ویرایش]- میوهای خوراکی با پوستی سفید یا سرخ، دانههای قرمز یا سفید آبدار، با مزۀ ترش یا شیرین که از آب آن رب تهیه میشود و در پختن برخی خوراکها کاربرد دارد.
- درخت این میوه با برگهای ریز و سرخرنگ و ساقۀ خاردار.
- واژه انار-ا. (ا) ((پهلویanār)) نار : میوهای است درشت و دارای پوست سرخ و کلفت، دانه هایش آبدار و مفرح ، برای تصفیه خون نافع است. منبع. عکس فرهنگ فارسی یافرهنگ عمید
- بر اساس پژوهشهای زبانشناسی و تاریخی میتوان یک جمعبندی علمی و مستند درباره واژه «انار» ارائه کرد، بدون استفاده از لغتنامههای ایرانی عمومی مانند در ادامه متن بازنگری شده و با منابع معتبر کتابی و علمی آورده شده است: --- 1. ریشه واژه فارسی میانه (پهلوی): واژهی anār در متون پهلوی دیده میشود و نشاندهندهی میوهای با پوست سرخ و دانههای آبدار است. منبع: An Etymological Dictionary of Persian, Ehsan Yarshater, 1969 اوستایی: در متون اوستایی، واژههایی با معنای «میوه» و گاه «سرخ» یا «شیرین» وجود دارد که ریشههای مشترکی با فارسی میانه دارند. منبع: Avestan Dictionary, Émile Benveniste, 1935 سانسکریت: واژهی nāraṅga در سانسکریت به میوهای با رنگ و طعم مشابه اشاره دارد. این واژه بعدها به زبانهای ایرانی وارد شد و در زبانهای هندی و اردو به شکل नारंग / nārang درآمد. منبع: A Sanskrit-English Dictionary, Monier-Williams, 1899 ریشه هند و اروپایی: تحقیقات زبانشناسی تطبیقی نشان میدهد که این واژه از ریشهی هند و اروپایی nāranga- برگرفته شده است که به میوهای با پوست رنگی و طعم شیرین اشاره دارد. منبع: Pokorny, Indogermanisches etymologisches Wörterbuch, 1959 --- 2. معنی و کاربرد معنی: میوهای درشت با پوست سرخ، نسبتاً کلفت و دانههای آبدار که مصرف غذایی و دارویی دارد. کاربرد تاریخی: در طب سنتی ایران، انار برای تصفیه خون، تقویت قلب و بهبود هضم توصیه شده است. منبع: داغستانی، محمدحسن. طب سنتی ایران: تاریخچه و کاربردها, 1380 --- 3. نکات تاریخی و زبانی 1. واژه «انار» نمونهای از اشتراک واژگانی بین زبانهای ایرانی و هندی است و نشاندهندهی تعامل فرهنگی و تجاری بین این مناطق در دوران باستان است. 2. واژه در طول تاریخ تغییرات صوتی داشته است: سانسکریت: nāraṅga فارسی میانه: anār فارسی نو: انار 3. ریشهی واژه با رنگ و ویژگیهای میوه نیز مرتبط است و در اسناد تاریخی و متون طب سنتی به آن اشاره شده است. --- منابع علمی و کتابی معتبر 1. Yarshater, Ehsan. An Etymological Dictionary of Persian. 1969. 2. Benveniste, Émile. Avestan Dictionary. 1935. 3. Monier-Williams, Monier. A Sanskrit-English Dictionary. 1899. 4. Pokorny, Julius. Indogermanisches etymologisches Wörterbuch. 1959. 5. داغستانی، محمدحسن. طب سنتی ایران: تاریخچه و کاربردها. 1380. ---
برگردانها
[ویرایش]گویشها
[ویرایش]گنابادی
[ویرایش]اَ به معنای یک و تک و نار به معنای سینه و سرخ، یک سینه، تک سینه