پرش به محتوا

تور

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌شناسی

[ویرایش]

آوایش

[ویرایش]
  • /تور/(تُ)

اسم خاص

[ویرایش]

تور

  1. ~ نام یکی از پادشاهان اسطوره‌ای در شاهنامه است او فرزند دوم فریدون و قاتل برادرش ایرج بود.
    بدو گفت تور ار تو از ما کهی/ چرا برنهادی کلاه مهی «فردوسی»

اسم

[ویرایش]
  1. نوعی پارچه نخی نازک و لطیف و سوراخ سوراخ.
  2. نوعی دام برای صید ماهیان و پرندگان، حیوانات بافته شده از نخ‌های محکم. تور کردن، شکار کردن. تله، قفس، دام.
  3. نوعی ابزار، شبکه‌ای از الیاف که برای شکار و ماهی گیری بکار میرود
  4. سفر سیاحتی گروهی. گردش، سیر، مسافرت، هر نوع سفر برنامه ریزی شده به یک یا چند مقصد و برگشت به مبدأ، گشت (فره)
  5. نوک تبر.
  6. به شکل تُوْرَ :(towra) در گویش گنابادی یعنی جیب ، کیسه ، شال ، خورجین ، کیف
  7. به شکل تُوْر :(towr) در گویش گنابادی یعنی صید ، شکار ، طعمه.

ریشه شناسی۲

[ویرایش]
  • فرانسوی

صفت

[ویرایش]
  1. رنگ سیاه، تیره و تاریک.

واژه‌های مشتق‌ شده

[ویرایش]

برگردان‌ها

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]