تور

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

آوایش[ویرایش]

  • تور (تُ)

اسم خاص[ویرایش]

تور

  1. ~ نام یکی از پادشاهان اسطوره‌ای در شاهنامه است او فرزند دوم فریدون و قاتل برادرش ایرج بود.
    بدو گفت تور ار تو از ما کهی ..... چرا برنهادی کلاه مهی
  2. ~ پارچه نخی نازک و لطیف و سوراخ سوراخ.
  3. ~ نوعی دام برای صید ماهیان و پرندگان، حیوانات بافته شده از نخ‌های محکم.
  4. ~ کردن شکار کردن.
  5. ~ ابزار، شبکه‌ای از الیاف که برای شکار و ماهی گیری بکار میرود
  6. ~ سفر سیاحتی گروهی. گردش، سیر، مسافرت، هر نوع سفر برنامه ریزی شده به یک یا چند مقصد و برگشت به مبدأ، گشت (فره)
  7. ~ نوک تبر.
  8. ~ به شکل تُوْرَ :(towra) در گویش گنابادی یعنی جیب ، کیسه ، شال ، خورجین ، کیف
  9. ~ به شکل تُوْر :(towr) در گویش گنابادی یعنی صید ، شکار ، طعمه

صفت[ویرایش]

  • تیره و تاریک.

مترادف‌ها[ویرایش]

  • تله، قفس، دام

واژه‌های مشتق‌شده[ویرایش]

  • توران
  • تورات

ریشه‌شناسی[ویرایش]

برگردان‌ها[ویرایش]

ایتالیایی

اسم[ویرایش]

rete

اسم[ویرایش]

pizzo

انگلیسی
save all
جستجو در ویکی‌پدیا ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ تور دارد

منابع[ویرایش]