دور

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

ریشه شناسی[ویرایش]

  • پیش هند و ایرانی

آوایش[ویرایش]

  • [دُور]

اسم[ویرایش]

دور

  1. از اصطلاحات بسیار کهن و به زبان معیار یعنی بایست، مصدر فعل ایستادن.
    دور، خدای حاصلخیزی قوم کاسی.

پهلوی[ویرایش]

صفت[ویرایش]

  1. آن چه از ما فاصله‌ای زمانی یا مکانی دارد. مخالف نزدیک.
  2. دُوْر (dowr): در گویش گنابادی یعنی شجاعت، جسارت، جرئت پیدا کردن.

عربی[ویرایش]

  • [دِور]

اسم

  1. گردش.
  2. حرکت دورانی چیزی.
  3. نوبت.
  4. پیرامون، محیط.
  5. عصر، زمان.

متضادها[ویرایش]

نزدیک

––––

برگردان‌ها[ویرایش]