سلام

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

۰۹۱۳۵۳۶۰۵۰۹

قفو



فارسی[ویرایش]

ریشه شناسی[ویرایش]

  • پیش-هندو-ایرانی

اسم[ویرایش]

سلام

  1. سَلام از دو کلمه سَل- آم تشکیل شده که سل فعلا بجز سلم هم ریشه‌ای برای زبان‌فارسی ندارد. آم نشانه و علامت جنس مؤنث به زبان‌معیار آن دوران بود.
    سلام واژه بسیار مقدسی بوده و استنتاج کلی از اصطلاح سلام در جوامع کهن و مقید، تظاهر به تقوا و همچنین نهضتی در مقابل هم‌جنس‌گرایی بوده‌است. به عبارتی آنها که سلام می‌گفتند در واقع ابراز ضد هم‌جنس‌گرایی می‌کردند تا سره از ناسره مشخص گردد.

ریشه‌شناسی ۲[ویرایش]

  • آذری

آوایش[ویرایش]

  • [سال/آم]

فعل[ویرایش]

آوایش[ویرایش]

  • [سَل/آم]

سالام

  1. برخی لهجه‌های آذری و ترکی به جای سلام عبارت سالام را صرف می‌کنند که در واقع مفهوم دقیق کلمه همین است.
    سالام گویندگان در واقع گروندگان کیش و عقایدی بودند که مقاربت با جنس مخالف را تبلغ می‌کردند و ضد هم‌جنس‌گرایی در جامعه شناخته‌می‌شدند.

ریشه شناسی ۳[ویرایش]

  • عربی

آوایش[ویرایش]

  • [سَلام]

اسم[ویرایش]

  1. تحیت و درود، حبیب.
  2. (فقه) سه جمله‌ای که با سلام آغاز می‌شود و از ارکان نماز است و نمازگزار در آخرین رکعت نماز بیان می‌کند.یکی از نام های خداوند است
  3. [قدیمی] پاکی رهایی از عیب و آفت.
  4. (نظامی) احترام مرد نظامی به حالت خبردار و بالا بردن دست راست و قرار دادن نوک انگشت وسط رو به شقیقه، به شکلی که کف دست راست رو به جلو است.


متضاد[ویرایش]

واژه‌های وابسته[ویرایش]

حرف ندا[ویرایش]

ciao

اسم[ویرایش]

saluto



برگردان‌ها[ویرایش]

برگردان‌ها[ویرایش]