آغازیدن

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

ریشه شناسی[ویرایش]

  • فارسی

آوایش[ویرایش]

  • [آغاز/ئیدَن]

Nuvola apps bookcase2.png فعل[ویرایش]

آغازیدن

  1. ابتدا، شروع، افتتاح، آغاز کردن، آغاز نهادن، گرفتن، از سر گرفتن، بنا نهادن. بنیاد. برداشت کردن. فتالیدن. قصد کردن و اراده کردن.

Nuvola apps bookcase2.png مصدر لازم[ویرایش]

آغازیدن

  1. ابتدا کردن، شروع کردن.

واژه‌های وابسته[ویرایش]


––––

برگردان‌ها[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین