پرش به محتوا

آمدن

از ویکی‌واژه

رفتن

فارسی[ویرایش]

ریشه لغت[ویرایش]

  • پهلوی

آوایش[ویرایش]

  • /رسیدن/

مصدر لازم[ویرایش]

آمدن

  1. رسیدن، فرا رسیدن، وارد شدن؛ آغاز کردن، شروع کردن؛ سر زدن، واقع شدن؛ گذشتن، سپری شدن؛ اصابت کردن، رسیدن؛ گنجیدن، پدیدار گشتن، پیدا شدن، شدن، گردیدن؛ فرض کردن؛ برآمدن، مقابله کردن.


––––

برگردان‌ها[ویرایش]