آویختن

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

ریشه لغت[ویرایش]

  • پهلوی

آوایش[ویرایش]

  • /آوِیختَن/

Nuvola apps bookcase2.png مصدر متعدی[ویرایش]

آویختن

  1. آویزان کردن، فرو گذاشتن، پایین انداختن، حمایل کردن، دار زدن.

Nuvola apps bookcase2.png مصدر لازم[ویرایش]

  1. آویزان شدن، جنگیدن، چنگ زدن، تمسک جستن.


––––

برگردان‌ها[ویرایش]