آویختن

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

(تَ)

ریشه‌شناسی[ویرایش]

مصدر متعدی[ویرایش]

  1. آویزان کردن.
  2. فرو گذاشتن، پایین انداختن.
  3. حمایل کردن.
  4. دار زدن.

مصدر لازم[ویرایش]

  1. آویزان شدن.
  2. جنگیدن.
  3. چنگ زدن، تمسک جستن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]