باراندن

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

ریشه شناسی[ویرایش]

  • فارسی

آوایش[ویرایش]

  • [باران/دَن]

Nuvola apps bookcase2.png فعل[ویرایش]

باراندن

  1. بارانیدن: و گفت گرسنگی ابریست که جز آن باران حکمت نباراند.(تذکرة الاولياء عطار).

واژه‌های وابسته[ویرایش]