پرش به محتوا

لا

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • فارسی

آوایش

[ویرایش]
  • /لا/

اسم

[ویرایش]

لا

  1. لای، میان، توی ‌چیزی: لای کتاب، لای دیوار. لابه‌لا: ‹لابرلا› [عامیانه] تودرتو؛ تابرتا.
  2. تا، تای پارچه یا لباس. برای ~ی جِرز خوب بودن کنایه از: بی فایده و ناکارآمد بودن.
  3. قیچی
  4. مخفف لاینده. هرزه‌لا، هرزه‌گو، پرگو.
  5. فرانسوی: ششمین نُت در موسیقی.

صفت فاعلی

[ویرایش]
  1. پالاینده، صافی‌کننده.

فعل امر

[ویرایش]
  1. مخفف لای، امر از لاییدن.
  2. عربی: حرف نفی، نه.
  3. بر سر اسم درآید و معنی نا می‌دهد: لااَدری (نِمی‌دانَم)، لا - مذهب (بی دین و کیش).
  4. ملایری: پیش، نزد. پولْ لاتْ نی؛ یعنی پولْ پیشِت نیستْ.
  5. جا. بیا ای لا؛ یعنی بیا این جا.
  6. بختیاری: طرف، سمت، جهت. comi-lâ: کدام طرف؟؛ ul-lâ:آن طرف؛ il-lâ این‏طرف
  7. تعصب، جانبدارى. lâ mon-e dâra: جانب مرا دارد؛ lâ berâr-e-se nila:از برادرش جانبدارى می‌کند.
  8. دزفولی: پایین پیراهن را به صورت سبد و ظرف گرفتن برای گذاشتن چیزی در آن.
  9. کِناره، لبه.