لا
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- فارسی
آوایش
[ویرایش]- /لا/
اسم
[ویرایش]لا
صفت فاعلی
[ویرایش]فعل امر
[ویرایش]- مخفف لای، امر از لاییدن.
- عربی: حرف نفی، نه.
- بر سر اسم درآید و معنی نا میدهد: لااَدری (نِمیدانَم)، لا - مذهب (بی دین و کیش).
- ملایری: پیش، نزد. پولْ لاتْ نی؛ یعنی پولْ پیشِت نیستْ.
- جا. بیا ای لا؛ یعنی بیا این جا.
- بختیاری: طرف، سمت، جهت. comi-lâ: کدام طرف؟؛ ul-lâ:آن طرف؛ il-lâ اینطرف
- تعصب، جانبدارى. lâ mon-e dâra: جانب مرا دارد؛ lâ berâr-e-se nila:از برادرش جانبدارى میکند.
- دزفولی: پایین پیراهن را به صورت سبد و ظرف گرفتن برای گذاشتن چیزی در آن.
- کِناره، لبه.