همیدن

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

مصدر گذرا[ویرایش]

  1. چند چیز را در یه حوزه/ظرف/بسته نهادن/گذاشتن:
    وسایل سفرم را در چمدان همیدم.
    در برنامه‌نویسی، کدهای مربوط به یه عملکرد باهم همیده می‌شوند [در یه کلاس نهاده می‌شوند]].
    در برنامه‌نویسی، کلاس وسیله‌ی همیدن داده-رفتارهای مرتبط به‌هم است.

فعل[ویرایش]

همیدن