پرش به محتوا

درهمیدن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

مصدر گذرا

[ویرایش]
  1. همیدن دو یا چند چیز هم‌نوع برای ساختن یک کل، معمولا از همان نوع، که ممکنه آن‌ها (همیده‌ها) دچار تغییر شوند:
    او (میوه فروش هه) همه‌ی سیب‌هایش (با کیفیت‌های گوناگون) را درهمیده بود!
    برای ساختن پروژه‌ی نهایی، پودمان‌هایی که توسعیده بودیم را درهمیدیم.

فعل

[ویرایش]

درهمیدن

برگردان

[ویرایش]