کردن

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

ریشه لغت[ویرایش]

  • فارسی

آوایش[ویرایش]

  • /کَردَن/

Nuvola apps bookcase2.png مصدر فعل متعدی[ویرایش]

کردن

  1. انجام دادن، عمل کردن، به جا آوردن.
  2. ریختن، داخل کردن، ساختن، بنا کردن.
  3. عمل جنسی انجام دادن، مقابل دادن.

زبان دیگر[ویرایش]

کُردی سورانی کردن

  1. باز کردن.


––––

برگردان‌ها[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین
  • فرهنگ بزرگ سخن