آسودن

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

(دَ)

مصدر لازم[ویرایش]

  1. آرمیدن، استراحت یافتن.
  2. سکون یافتن، آرام گرفتن.
  3. خوابیدن، خفتن.
  4. توقف کردن، درنگ کردن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین


آوایش[ویرایش]

  1. دَ

فعل[ویرایش]

آرمیدن. آرامیدن. آرام گرفتن

واژه‌های مشتق‌شده[ویرایش]

آسایش

برگردان‌ها[ویرایش]


انگلیسی
rest