غوری

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو


فارسی[ویرایش]

آوایش[ویرایش]

نام[ویرایش]

  1. :مثال:
امیر، دانشمندی را به رسولی آنجا فرستاد با دو مرد غوری . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 111)
  1. .
مردم غوری چون مور و ملخ بدان کوه پدید آمدند. (تاریخ بیهقی ایضاً ص 112)

. :پنج هزار درم و پنج پاره جامه صلت بستد و اسبی غوری . (تاریخ بیهقی ایضاً ص 549)

  1. .
غوری تند را اشارت کرد -- تا مرا نیز خانه غارت کرد (نظامی)
  1. .
وزین غوری غلامی نیز چون قند -- ز غوره کرد غارت خوشه‌ای چند (نظامی)
  1. .
  • مکنی به ابوجعفر. وی از جانب عمرواللیث به حکومت مرو گماشته شده بود. رجوع به احوال و اشعار رودکی تالیف سعید نفیسی ج 1 ص 396 شود.
  • دهی است از دهستان حومه مشکان بخش نی‌ریز شهرستان فسا که در 48هزارگزی خاوری نی‌ریز، کنار راه فرعی حسن‌آباد به چاهک قرار دارد. جلگه و معتدل است. سکنه آن 249 تن که فارسی زبانند. آب آن از قنات تامین میشود. محصول آن غلات است. شغل اهالی زراعت و قالیبافی است. پاسگاه ژاندارمری و یک دبستان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7)
  1. .
  1. .
  • امیر غوری ابن غیاث الدین. او پسر کوچک ملک غیاث الدین پیرعلی بود. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 3 صص 433 - 434 شود.
  • حسین بن خرمین غوری . سلطان و صاحب هرات در حدود قرن هفتم هجری بود. شیخ فخرالدین بن خطیب از شهر بامیان نزد او آمد و مورد اکرام قرار گرفت. رجوع به عیون الانباء ج 2 ص 24 و 29 شود.
  • فارس بن محمد بن محمود بن عیسی غوری . وی از اهل بغداد بود و شاید غوری الاصل است. از احمدبن عبدالخالق وراق و محمدبن سلیمان باغندی و دیگران روایت کرد، و پسرش ابوالفرج محمد، و نیز ابوالحسن بن رزق بزار و دیگران از او روایت دارند. وی ثقه بود، و به سال 348 ه' . ق. درگذشت . (از اللباب فی تهذیب الانساب ج 2 ص 182)
  1. .
  • مبارک شاه بن حسین مرورودی . ملقب به فخر الدولة و الدین . وی از رجال و صدر بزرگ غوریان بود. در دربار پادشاهان غوری، مانند سلطان علاءالدین و پسرش سیف‌الدین و سلطان اعظم غیاث‌الدین و شهاب‌الدین بسیار تقرب داشت. قصاید و رباعیات او به لطافت و سلاست مشهور است.
  • محمد بن سام بن حسین. ملقب به غیاث الدین و مکنی به ابوالفتح. رجوع به غیاث الدین غوری محمدبن سام و تاریخ گزیده چ لندن ص 406، 408، 410، 411 و 825 شود.
  • محمد بن فارس بن محمد غوری. معروف به ابن باغندی. وی از ابوحسین احمد بن جعفر بن محمد بن منادی و علی بن محمد مصری و احمد بن سلیمان نجاد و دیگران حدیث شنید، و محمد بن مخلد و ابوبکر خطیب از وی روایت کنند. او مردی نیکوکار و دیندار و صدوق بود، در جامع "المهدی" املاء میکرد و به شعبان سال 409 هجری قمری درگذشت (از معجم البلدان ذیل غور)
  1. .