آرامیدن

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

(دَ)

مصدر لازم[ویرایش]

  1. خفتن، استراحت کردن.
  2. قرار یافتن، آرام شدن.
  3. صبر کردن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین


آوایش[ویرایش]

  1. دَ

فعل[ویرایش]

آرمیدن. آسودن. آرام گرفتن

واژه‌های مشتق‌شده[ویرایش]

آرامش

برگردان‌ها[ویرایش]