آرامیدن

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

ریشه شناسی[ویرایش]

  • فارسی

آوایش[ویرایش]

  • [آرا/میدن]

Nuvola apps bookcase2.png فعل[ویرایش]

آرامیدن

  1. آرمیدن، آسودن، آرام گرفتن.

Nuvola apps bookcase2.png مصدر لازم[ویرایش]

  1. خفتن، استراحت کردن.
  2. قرار یافتن، آرام شدن.
  3. صبر کردن.

واژه‌های مشتق‌شده[ویرایش]



––––

برگردان‌ها[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین