آزردن

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

(زُ دَ)

مصدر لازم[ویرایش]

  1. رنجیدن.

مصدر متعدی[ویرایش]

  1. رنجانیدن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین


آوایش[ویرایش]

زُ دَ [āzordan]

فعل[ویرایش]

  1. رنجیدن. دلگیر شدن. دلتنگ شدن. رنجیده شدن. متأثر گشتن. تأذی (تأذّی)

. ملول شدن. متألم گردیدن. آزرده شدن. دلخور شدن

  1. ایذاء. اذیت. رنجانیدن. ملول کردن. رنجه کردن. رنجور کردن. اشذاء. گزند و صدمه و آسیب رسانیدن. عذاب دادن. خرابی و ویرانی کردن. آزار دادن. آزار کردن. آزاردن به زبان یا دست یا هر چیز دیگر

واژه‌های وابسته[ویرایش]

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی: annoy ,to offend, vexto molest, torment



ایتالیایی

فعل[ویرایش]

irritare

turbare

انگلیسی
vex