پاییدن

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

فارسی[ویرایش]

(دَ)

مصدر متعدی[ویرایش]

  1. نگاهبانی کردن.
  2. مراقبت کردن.
  3. دوام داشتن.
  4. منتظر بودن، چشم داشتن.
  5. توقف کردن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین


آوایش[ویرایش]

  1. دَ

فعل[ویرایش]

نگهبانی کردن. مراقبت کردن. مواظبت کردن

واژه‌های وابسته[ویرایش]

پایش

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
guard