آوردن

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

  • پهلوی

آوایش[ویرایش]

  • [آ/وردن]

Nuvola apps bookcase2.png مصدر فعل متعدی[ویرایش]

آوردن

  1. کسی یا چیزی را از جای خود حرکت دادن و به جایی که گوینده یا مخاطب در آن‌جاست منتقل کردن.
    دارچین را از هندوستان به ایران می‌آورند.
  2. آوردن، یا بردن، حاضر کردن.
  3. چیزی یا کسی را از جایی به جای دیگر رساندن.
  4. کردن.
  5. روایت کردن، حکایت گفتن.
  6. زاییدن، به دنیا آوردن.
  7. ارزیدن.

متضادها[ویرایش]


––––

برگردان‌ها[ویرایش]

منابع[ویرایش]