دادن

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(دَ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

مصدر متعدی[ویرایش]

  1. چیزی را به کسی سپردن.
  2. بخشیدن.
  3. زدن.
  4. حمله کردن.
  5. خوراندن.
  6. برآوردن، رویاندن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

ريشه شناسي[ویرایش]

برگرفته از پارسي ميانه:dah "دادن"،ماده ماضي dāt . در اوستايي: ريشه dā "دادن ، نهادن". ايراني باستان:dāta مشتق از هندواروپايي:ريشه -dō به معني دادن.

فعل[ویرایش]

  1. كنش واگذار كردن و تسليم كردن
    وبال است دادن به رنجور قند/كه داروي تلخش بود سودمند. «سعدي»
  2. كنش آفريدن*

خلق كردن . در واژه دادار به چم آفريدگار نمايان است.

  1. در آن وقت نوميدي آن مرد راست/گناهم ز دادار داور بخواست. «سعدي»



برگردان‌ها[ویرایش]

ایتالیایی

فعل[ویرایش]

assegnare

dare

فعل[ویرایش]

fornire

انگلیسی
render