ساختن

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

ریشه لغت[ویرایش]

  • پهلوی

آوایش[ویرایش]

  • /ساختَن/

Nuvola apps bookcase2.png مصدر فعل متعدی[ویرایش]

ساختن

  1. بنا کردن؛ اختراع کردن؛ آفریدن؛ آماده کردن؛ پختن؛جعل کردن؛ نواختن، ساز زدن؛سازگاری کردن، تحمل کردن.
  2. (عامیانه): استعمال مواد مخدّر و نشئه شدن.

Nuvola apps bookcase2.png فعل[ویرایش]

  1. درست کردن
  2. کشتن. کسی را کشتن. قصد جان کسی کردن


––––

برگردان‌ها[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین