پیوست:پاره‌های سخن

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

از آنجا که بیشتر واژه‌ها در زبان‌های مختلف دارای نقش‌های صرفی متفاوت هستند و بسته به نقش صرفی شان معنی خاص خود را میدهند باید در هنگام نوشت هر سرواژه ابتدا نقش صرفی واژه را نیز مشخص کنید

راه درست و آسان این کار استفاده از است.

ساختار الگوهای صرفی بصورت زیر است.


در زبانشناسی و در دستور سیستمیک اجزاء زبان چند سطح تعریف میشوند.

  1. واج=
  2. تکواژ=Morpheme
  3. واژه= Word
  4. گروه=Groupe
  5. فراکرد=Clause [۱]
  6. جمله=Sentence

در هر رده اجزاء زبان تعریف خود را دارند. چیزی که از آن بنام گونه‌های گفتار یاد میشود معمولا در سطح واژه تعریف میشود.اما در ویکی واژه از آنجا که عبارات زبانی از تمام سطوح استفاده خواهد شد دسته بندی در تمام سطوح در ذیل آورده میشود.

واج[ویرایش]

واج عبارت از آواهای یک زبان است.این اواها به دو دسته واکه یا صدادار و یا همخوان یا بی صدا تقسیم میشوند. برای نشان دادن واج‌ها در اغلب زبان‌ها از حروف الفبا alphabetical symbols استفاده می‌کنند.

الفبای فارسی

واکه[ویرایش]

واکه‌های زبان فارسی
واکه‌های زبان ترکی

صداهایی که در گلو به یاری لرزش تارآواها ساخته شود واکه گفته میشود.واکه‌های فارسی شش تا هستند که سه تایشان کوتاه و سه تایشان بلند نام دارند. واکه‌های کوتاه زبان فارسی

واکه‌های کوتاه:

اِ /e/ (کسره) مثال: حرکت /گ/ در واژه «گرد» و /ش/ در واژه «شن»

اَ /æ/ (فتحه) مثال: حرکت /س/ در واژه «سرد» و /م/ در ضمیر «من»

اُ /o/ (ضمه) مثال: حرکت /گ/ در فعل «گفت» و /م/ در واژه «مزد»

واکه‌های بلند:

ای /i:/ مثال: صدای /ی/ در واژهای «نیش» و «ریش»

او /u:/ مثال: صدای /او/ در «و» واژه‌های «رود» و «نور»

آ /a:/ مثال: صدای «آ» در واژه‌های «سار» و «جام»

همخوان[ویرایش]

ب پ ت ث ج چ ح خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ک گ ل م ن و ه ی ئ

تکواژ[ویرایش]

نوشتار اصلی پیوست:تک‌واژها

تکواژ کوچک‌ترین جزء کلام است که از آن معنی‌ای مستفاد می‌شود. البته ممکن است که این جزء به تنهایی به کار نرود. تک واژها مقوله‌ای صرفی (ساختواژه‌ای)هستند و و به دو نوع آزاد و وابسته تقسیم می‌شود.

تک‌واژ معادل Morpheme در انگلیسی است و در فارسی بدان واژک نیز گفته میشود.

واژه[ویرایش]

واژها بر چند نوع اند واژه سادهsimple واژه مرکبcompound واژه مشتق complex

اسم[ویرایش]

نوشتار اصلی: پیوست:اسم

اسم واژه‌ای است که برای اشاره به یک جسم موجود و یا یک مفهوم بکار میرود.معادل انگلیسی اسم Noun می‌باشد.از نام هم میتوان استفاده کرد. نمونه: aircraft, data, committee

صفت[ویرایش]

نوشتار اصلی پیوست:صفت

صفت واژه ایست که توضیحاتی درباه اسم میدهد.صفت معادل Adjective در انگلیسی است مانند: good, old

ضمیر[ویرایش]

نوشتار اصلی: پیوست:ضمیر

به واژه‌ای گفته میشود که بجای اسم می‌نشیند و از تکرار آن جلوگیری میکند.این واژه معادل Pronoun انگلیسی است. از مهمترین ضمیر‌ها ضمیرهای شخصی هستند.

فعل[ویرایش]

نوشتار اصلی: پیوست:فعل

فعل واژه‌ای است که انجام کار، روی دادن و یا وجود حالتی را شرح میدهد.معادل Verb در انگلیسی است.در ویکی فارسی بجای کارواژه به جهت عمومیت آن استفاده میشود. فعل‌ها از نگاه صرفی و نحوی حالات گوناگونی دارند که از مهمترین آن‌ها میتوان به گذرایی و ناگزرایی شان اشاره کرد.

آوا[ویرایش]

معادل Interjection انگلیسی.بجای صوت اصوات و حروف ندا در ویکی فارسی آوا استفاده میشود.

آوای ندا

آوای شگفتی

آوای آفرین

آوای درد

آوای افسوس

آوای تنبیه

Verbal interjection

پیش‌نهشت[ویرایش]

معادل Preposition انگلیسی.بجای حرف اضافه از پیش‌نهشت و پس‌نهشت استفاده میشود.


پیش‌نهشت ساده

نمونه:about, at, in, , with

پیش‌نهشت مرکب

نمونه:on behalf of

پس‌نهشت[ویرایش]

معادل Postposition انگلیسی.بجای حرف اضافه از پیش‌نهشت و پس‌نهشت استفاده میشود. تنها پس‌نهشت فارسی را می‌باشد اگرچه بدان نقش نما هم میگویند.زبان پشتو پس‌نهشت‌های زیادی دارد از جمله لپاره، سره.

پیوندواژه[ویرایش]

نوشتار اصلی:پیوست:پیوندواژه

معادل Conjunction انگلیسی.میان‌نهاده و یا حرف اضافه نیز گفته میشود. همانند and, or, but

قید[ویرایش]

نوشتار اصلی پیوست:قید

قیدها واژه‌هایی هستند که نحوه انجام فعل را شرح میدهد.معادل انگلیسی آن Adverb است. مانند: often, well, longer, furthest

شماره[ویرایش]

معادل Numeral انگلیسی.

number

شماره اصلی = cardinal number

مانند one, ۳, fifty-five, ۶۶۰۹.

شماره ترتیبی= ordinal number

نمونه: first, sixth, ۷۷th, next, last

شماره تکراری= Repetitive number

شماره ضریبی= Duplicative number

شماره کسری

شماره توزیعی

شماره مبهم

gerund[ویرایش]

فعلا معادل فارسی تعیین نشده.


infinitive[ویرایش]

فعلا معادل فارسی تعیین نشده.

گروه[ویرایش]

معادل انگلیسی آن Phrase است فعلا معادل فارسی تعیین نشده.


گروه اسمی[ویرایش]

معادل انگلیسی آن Noun phrase است



== idioms =="اصطلاح" مانند کوه به کوه نمی رسه ادم به ادم می رسه. فعلا معادل فارسی ندارد

فراکرد[ویرایش]

نوشتار اصلی پیوست:فراکرد

به اشتباه جمله ساده شبه جمله و یا simple sentence هم گفته میشود.معادل انگلیسی آن Clause است.

جمله[ویرایش]

معادل انگلیسی آن Sentence است

جمله ساده[ویرایش]

معادل انگلیسی آن Simple Sentence است. این جمله تنها از یک فراکرد تشکیل شده است.

جمله مرکب[ویرایش]

معادل انگلیسی آن Compound Sentence است

جمله پیچیده[ویرایش]

معادل انگلیسی آن Complex Sentence است جمله پیچیده هم گفته میشود


preverb[ویرایش]

معادل ضرب المثل است.

دسته بندی نشده[ویرایش]

Classifier[ویرایش]

فعلا معادل فارسی تعیین نشده.

Coordinator[ویرایش]

فعلا معادل فارسی تعیین نشده.

Counter[ویرایش]

فعلا معادل فارسی تعیین نشده.



Intensifier[ویرایش]

فعلا معادل فارسی تعیین نشده.


Interrogative[ویرایش]

فعلا معادل فارسی تعیین نشده.


participle[ویرایش]

فعلا معادل فارسی تعیین نشده.

Past participle[ویرایش]

Present participle[ویرایش]

تخصیص‌گر[ویرایش]

فعلا معادل فارسی تعیین نشده.

تخصیص‌گر ملکی possessive determiner

همانند : your, their, his

تخصیص‌گر اشاره‌ای


حرف تعریف[ویرایش]

معادل Article انگلیسی.

مانند: the, a, an

quantifiers[ویرایش]

حرف تعریف معین[ویرایش]

معادل definite article انگلیسی.

حرف تعریف نامعین[ویرایش]

معادل Indefinite article انگلیسی.


ادات[ویرایش]

معادل انگلیسی آن particle است کلماتی دستوری که بطور مستقل بکار نمیروند و دقیقا نمیتوان در یکی از طبقات گونه‌های گفتار جایشان داد.مانند پیشوندهای فعلی در فارسی و to در انگلیسی

coverb[ویرایش]

فعلا معادل فارسی تعیین نشده.


determinative[ویرایش]

فعلا معادل فارسی تعیین نشده.


ordinal[ویرایش]

فعلا معادل فارسی تعیین نشده.


speech disfluency[ویرایش]

فعلا معادل فارسی تعیین نشده.

substantive[ویرایش]

فعلا معادل فارسی تعیین نشده.

transitive[ویرایش]

فعلا معادل فارسی تعیین نشده.

با استفاده از نقش‌های نحوی دیگر نیازی به رده بندی واژه نیز ندارید چرا که بطور مثال با استفاده از الگوی {{اسم-فا}} بطور خودکار سرواژه شما در رده‌های اسم‌ها، واژه‌های فارسی و فارسی قرار میگیرد. و این کار کمک زیادی به مرتب شدن ویکی واژه میکند.

فهرستی از الگوهای صرفی را میتوانید در ببینید.

منابع[ویرایش]

  1. دستور زبان دکتر خانلری؛در این کتاب فراکرد معادل جمله ساده آمده است